پیکر منوچهر والیزاده روز گذشته زیر باران به خاک سپرده شد
پایان یک صدای خاطرهساز
درگذشت منوچهر والیزاده، دوبلور نامآشنا و صدای جاودانه بسیاری از شخصیتهای محبوب، اتفاقی بزرگ برای هنر دوبلاژ ایران و علاقهمندان به سینما و تلویزیون بهشمار میآید. او که با صدای گرم و بیهمتای خود خاطراتی فراموشنشدنی برای چندین نسل رقم زده بود، روز جمعه در میان اندوه دوستدارانش به خاک سپرده شد. منوچهر والیزاده یکی از برجستهترین چهرههای هنر دوبلاژ ایران بود که بسیاری از ما او را با صداپیشگی شخصیتهایی مانند «لوک خوششانس»، «تنسی تاکسیدو»، «جیم وست» و بسیاری دیگر به خاطر داریم. او نهتنها در عرصه دوبلاژ تلویزیونی بلکه در دوبله فیلمهای سینمایی نیز حضور پررنگی داشت و شخصیتهایی را ماندگار کرد که هنوز هم در ذهن علاقهمندان نقش بستهاند. صدای گرم و پرطنین والیزاده دارای ویژگی خاصی بود که آن را از دیگر صداها متمایز میکرد. او با تسلط کامل بر لحن، احساس و نوع بیان، شخصیتها را به گونهای جان میبخشید که انگار با تمام وجود در قالب آنها فرو رفته است. مهارت او در انتقال حس، یکی از دلایلی بود که دوبلاژ ایرانی را به عنوان یکی از برترین هنرهای صداپیشگی در جهان مطرح کرد. بسیاری از طرفداران او معتقد بودند که صدای او باعث میشد شخصیتها حتی از نسخه اصلی خود جذابتر به نظر برسند.
آغاز و شکوفایی در دنیای دوبلاژ
منوچهر والیزاده فعالیت هنری خود را از سنین جوانی آغاز کرد و به سرعت در این عرصه رشد یافت. استعداد او در تقلید صدا، ادای دیالوگهای با احساس و تسلط کمنظیرش بر بیان، موجب شد تا به یکی از ستونهای اصلی دوبله ایران تبدیل شود. از جمله آثار شاخصی که او در آنها نقشآفرینی کرده است، میتوان به دوبله بسیاری از فیلمهای سینمایی هالیوودی، سریالهای تلویزیونی و انیمیشنهای خاطرهانگیز اشاره کرد. والیزاده علاوهبر صدای ماندگارش، شخصیتی بسیار دوستداشتنی و محبوب در میان همکاران خود داشت. او همواره از اهمیت دوبلاژ بهعنوان هنری مستقل سخن میگفت و تلاش میکرد تا ارزشهای این هنر را برای نسلهای آینده حفظ کند. او از جمله افرادی بود که برای اعتلای دوبله ایران زحمت بسیاری کشید و در تربیت صداپیشگان جوان نقش بسزایی داشت. بسیاری از صداپیشگان امروز او را نهتنها یک استاد، بلکه یک پدر معنوی در این عرصه میدانند.
میراثی جاودانه در دوبلاژ ایران
با درگذشت او، هنر دوبلاژ یکی از تاثیرگذارترین چهرههای خود را از دست داد اما تاثیر او در این هنر هرگز فراموش نخواهد شد. او علاوهبر صداپیشگی در فیلمها و سریالهای مختلف، تجربیات ارزشمند خود را به نسل جدید صداپیشگان منتقل کرد و به عنوان الگویی برای بسیاری از دوبلورها باقی ماند. یکی از مهمترین ویژگیهای او این بود که همواره بهدنبال ارتقای سطح دوبله ایران بود و کیفیت را فدای کمیت نمیکرد. شخصیتهای ماندگاری که با صدای او جان گرفتند، همچنان در ذهن و قلب مردم زنده خواهند ماند. از لوک خوششانس که با شوخطبعیاش خاطرات زیبایی را برایمان رقم زد، تا شخصیتهای پرصلابت سینمایی که با صدای مقتدر والیزاده جذابتر شدند، همگی یادآور هنر بیبدیل او هستند. او توانست استانداردهای جدیدی را در دوبلاژ ایران تعریف کند و سطح این هنر را به حدی برساند که با نمونههای جهانی قابل مقایسه باشد.
نقش منوچهر والیزاده در فرهنگ و هنر ایران
منوچهر والیزاده نهتنها در عرصه دوبلاژ بلکه در فرهنگ و هنر ایران نیز تاثیرگذار بود. او بهعنوان یک هنرمند متعهد و مسوول، همواره تلاش میکرد آثار باکیفیتی را به مردم ارائه دهد و از ورود دوبلههای سطحی و بیکیفیت به عرصه تلویزیون و سینما جلوگیری کند. علاوهبر این، او بهدلیل شخصیت متواضع و مهربان خود، مورد احترام همگان بود و حتی کسانی که او را نمیشناختند، تنها با شنیدن صدای او احساس صمیمیت و آشنایی میکردند. والیزاده در زمینه آموزش دوبله نیز فعالیت داشت و کارگاههایی برای علاقهمندان به این هنر برگزار میکرد. او همواره توصیه میکرد که دوبله تنها تقلید صدا نیست، بلکه هنری است که نیاز به درک عمیق شخصیت و احساسات او دارد. همین نگاه حرفهای باعث شد تا بسیاری از شاگردانش مسیر موفقیت را در این حوزه طی کنند و به چهرههای مطرحی در عرصه دوبله تبدیل شوند.
بدرود با استادی بیهمتا
روز جمعه در مراسم تشییع پیکر این استاد بزرگ، جمع زیادی از هنرمندان، صداپیشگان، دوستداران سینما و علاقهمندان به دوبلاژ حضور یافتند تا وداعی در خور شأن با او داشته باشند. محمد قنبری، ناصر ممدوح، نصرالله مدقالچی، تورج نصر، بیژن بیژنی، بهروز رضوی، ایرج راد، علی دهکردی، ایرج نوذری، اصغر همت، علیرضا جاویدنیا، امامیه، شمشیرگران، مسعود فروتن و فرشید شکیبا (مدیر واحد دوبلاژ سیما) از جمله حاضران در مراسم بودند. فضای مراسم پر از حسرت و اندوه بود اما در عین حال، احترام عمیقی به این هنرمند گرانقدر در چهرهها موج میزد. سخنان محمود قنبری آغازگر مراسم تشییع پیکر هنرمند برجسته کشورمان (منوچهر والیزاده) با اجرای فرزاد حسنی بود. این دوبلور باسابقه با خواندن متنی در ستایش منوچهر والیزاده در بخشی از سخنانش خاطرنشان کرد: «از سال۱۳۳۸ تا نیمه۱۴۰۳، در صدها و هزاران ساعت فیلم و سریال بهجای بازیگران مشهور ایرانی و خارجی صحبت و تماشاگران بسیاری را جذب پرده نقرهای کرد. چندین نسل با صدای او از تماشای فیلمها و سریالها لذت بردند.» قنبری با اشاره به صداپیشگی منوچهر والیزاده بهجای تام کروز، یادآور شد که تمامی این فیلمها با صدای او برای تماشاگران ایرانی زنده شدند. او با طرح این پرسش که «در غیاب منوچهر والیزاده چه کسی میتواند جایگزینش شود»، به کارهای برجسته این دوبلور فقید همچون «لوک خوششانس»، «عصر حجر»، «داستان اسباببازی» و «سریال فرار از زندان» اشاره کرد. محمود قنبری سپس فعالیتهای منوچهر والیزاده در عرصه بازیگری را یادآور شد و افزود: او بازیگری توانا بود که در سال۱۳۴۰ با فیلم «خداداد» ایفای نقش در سینما را آغاز کرد و با دهها فیلم، با اقبال مردمی روبهرو شد. حتی به صحنه تئاتر رفت و همراه با منوچهر نوذری لبخند را به لبان مردم آورد. سریال «تلخ و شیرین» هم از دیگر کارهای این هنرمند بود. این مدیر دوبلاژ ادامه داد: منوچهر والیزاده عاشق کارش بود و با میکروفن و میز دوبله زندگی میکرد. من قادر نیستم ۶۵ سال خدمت او را به هنر دوبله، سینمای ایران و رادیوی ایران در زمانی اندک بازگو کنم با اینکه در تمام این سالها اکثرا در کنارش بودم. برایم دوستی ارجمند، گویندهای توانا و خلاق و خویشاوندی دوستداشتنی بود.
اگرچه روز گذشته یکی از بزرگترین صداهای ایران خاموش شد اما آثار و یادگارهای او همواره در میان ما زنده خواهند ماند. صدای او همچنان در فیلمها، سریالها و انیمیشنهای محبوب طنینانداز خواهد بود و نام او در تاریخ دوبلاژ ایران جاودانه خواهد ماند. در حقیقت، هر زمان که یکی از آثار او را میشنویم، انگار که خود او در کنارمان حضور دارد و خاطرات شیرین گذشته را زنده میکند.
رییس سازمان سینمایی کشور، جشنوارههای فیلم، موسیقی، تئاتر و تجسمی را مکمل یکدیگر برشمرد و گفت: این جشنوارهها باید پیوند عمیقتری داشته باشند. او برگزاری چهلمین جشنواره بینالمللی موسیقی فجر در اعیاد شعبانیه را به فال نیک گرفت و گفت: همواره بین سینما و موسیقی نسبتی وجود داشته است. اگر موسیقی را صدای وجدان بشر بنامیم، این شور و شوقی که اکنون شاهد بودیم، نویدبخش سال خیلی خوشی برای موسیقی خواهد بود. فریدزاده درباره رابطه جشنوارههای فیلم و موسیقی بیان کرد: به نظرم جشنوارههای موسیقی و فیلم مکمل یکدیگر هستند. این جشنوارهها و نیز سایر جشنوارههای فجر در سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران و در یک بازه زمانی مرتبط برگزار میشوند و همین مهمترین نقطه اشتراک آنهاست. رییس سازمان سینمایی اظهار داشت: در چهار دهه گذشته همواره این جشنوارهها بر یکدیگر تاثیر گذاشتهاند و معتقدم باید پیوند عمیقتر و ارگانیکتر هم داشته باشند. تا امروز موسیقی یکی از بخشهای جشنواره فیلم فجر بوده و امیدوارم فیلم هم در جشنواره موسیقی در بخش ویدئوآرت دیده شود. فریدزاده با بیان اینکه محصولات فرهنگی باید متناسب با فضای عمومی اقتصاد کشور سنجیده شود، ابراز امیدواری کرد که محصولات فرهنگی- هنری اعم از فیلم، موسیقی و هنرهای تجسمی از سبد خانوادههای ایرانی حذف نشود.
در مراسم اهدای نشان و جایزه «پارسیجان» به فیلمهای جشنواره فیلم فجر، ضمن ابراز نگرانی برای زبان فارسی، درباره نحیف شدن دایره لغات آن هشدار داده شد. این مراسم به همت دفتر پاسداشت زبان فارسی حوزه هنری، روز شنبه (۲۷بهمنماه) در سالن مهر حوزه هنری برگزار شد. در ابتدای این مراسم ناصر فیض، مدیر دفتر پاسداشت زبان فارسی حوزه هنری گفت: حوزه هنری از زمان بنیانگذاری بنا داشته است تا به انواع هنر توجه کند و ما در دفتر پاسداشت زبان فارسی طی دو سال سعی کردیم با اهالی زبان ارتباط برقرار کرده و پای افراد را به حوزه هنری باز کنیم و شرایطی به وجود آوریم که اهالی زبان حس کنند اینجا دغدغه زبان فارسی وجود دارد. او با اشاره به شیرین و دوستداشتنی بودن زبان فارسی از نگاه دیگر ملتها بیان کرد: شاید نتوانستهایم زبان فارسی را به عنوان یکی از شاخصترین زبانهای جهان بشناسانیم. مدیر دفتر پاسداشت زبان فارسی حوزه هنری ادامه داد: اینکه فرزندان ما بخش عمده داستانهای شاهنامه را متوجه میشوند، نشان از پویایی و دقیق بودن زبان فارسی است. فیض با بیان اینکه موسسات فرهنگی پاسداری از زبان فارسی را فقط در محافظت از ورود واژه بیگانه میدانند، تاکید کرد: اینکه اجازه ندهیم لغات بیگانه وارد زبان فارسی شوند یکی از هزاران نگرانی ما است. بخشی از هزاران هجومی که به باور و فرهنگ میشود از تخریب و پس زدن زبان فارسی نشات گرفته و اینجا جمع شدهایم تا از وقوع این اتفاق جلوگیری کنیم، پس اگر زبان فارسی برای کسانی که در کشور تاثیرگذار هستند دغدغه باشد میتوانیم مدعی باشیم که از پاسداران زبان فارسی هستیم.
در ادامه رامتین شهبازی، نویسنده و منتقد گفت: در داوری «پارسیجان» به چهار عنصر توجه کردیم که اول نشانههای کلامی و گفتاری است که شامل آن چیزی بوده که در زبان به صورت رایج نوشته و گفته میشود. بحث دوم مباحث گفتمانی است و عنصر سوم بحث روایتشناسی بوده که گفتمانها چطور بیان شده است. بحث آخر هم نشانه معناشناسی است که در مطالعات زبانی بسیار اهمیت دارد. مولفههای زیادی در رویداد «پارسیجان» برای داوری مشخص شد و جدول عریض و طویلی درست کردیم و به پنج نامزد رسیدیم. او با اشاره به فیلم شایسته تجلیل این رویداد اظهار کرد: فیلم سینمایی «رها» درباره گفتمانی صحبت میکند که گفتمان روز سینمای ما در برخورد طبقه متوسط است. شهبازی تغییر گفتمان را اتفاق مهم فیلم سینمایی «رها» دانست و یادآور شد: زبان آن چیزی است که به صورت گفتمانی در حال شکلگیری است. این مدرس دانشگاه همچنین درباره فیلم «بچه مردم» به عنوان اثر برگزیده گفت: این اثر گفتمان مشخصی دارد و گفتمان هویت را پیگیری میکند و با بحث یافتن هویت در اپیزودهای مختلف مواجه است. در فیلم «بچه مردم» به نظر میآید داستان در حوزههای مختلفی بیان میشود که به کل واحد میرسد و جالب این است که با نگاه طنز به آن پرداخته و طنز در داستانی تلخ آورده میشود. اینکه به بچههایی بپردازید که در پرورشگاه بزرگ شدهاند و خاطرات تلخی را گذراندهاند و آن را به زبان طنز نشان دهید میتواند یک نشان افزودهای باشد که گفتمان فیلم را شکل میدهد و از این منظر، فیلم بسیار کار قابل توجهی است.
محمود کریمی، کارگردان و یکی از نویسندگان فیلم سینمایی «بچه مردم» درباره شکلگیری فیلمنامه این اثر بیان کرد: در این فیلم موضوع سراغ ما آمد و یوسف اصلانی که برای بچههای بیسرپرست کار میکند پیشنهاد داد که در این حوزه کار کنیم. من مایل به پرداختن به چنین موضوعی نبودم چراکه نه فضا را میشناختم، همچنین نگاهم به مدیوم سینما و قصهگویی در تصویر آنقدر تلخ نیست. من از حجم این تلخیها آزردهام و موضوع این فیلم تراژدی بود. او با تاکید بر اینکه در جشنواره فیلم فجر هیچ فیلمی غمبارتر از «بچه مردم» نبود، اظهار کرد: من و فائزه یارمحمدی مدتی برای ساخت این فیلم تحقیق کردیم تا به طرحی برسیم. در نهایت طرح را به سیدعلی احمدی، تهیهکننده «بچه مردم» دادیم و ایشان هم استقبال کرد. با شکلگیری طرح و تبدیل آن به فیلمنامه، حس کردیم «بچه مردم» میتواند فیلم خوبی شود چراکه ۹۹درصد از کسانی که فیلمنامه را به آنها دادیم واکنش خوبی نشان دادند. میخواستیم واکنش مخاطب را ببینیم که در جشنواره فیلم فجر شاهد بودیم این ارتباط برقرار شده است. کریمی با اعلام اینکه در ساخت «بچه مردم» حراست از زبان فارسی مدنظر نبوده است، از اینکه این فیلم به زبان فارسی توجه داشته اظهار خوشحالی کرد. او تصریح کرد: ما هم نگران زبان فارسی هستیم و کاش بشود کاری کرد چراکه روزبهروز دایره لغات در حال نحیف شدن است.
فائزه یارمحمدی که دیگر فیلمنامهنویس «بچه مردم» است، بیان کرد: این فیلمنامه ویژگیهایی داشت که نگارشش را چالشبرانگیز میکرد. اینطور نبود که توجه ویژه به زبان داشته باشیم بلکه میخواستیم به اصل جنس و دهه ۴۰ تا ۶۰ که داستان قصه در آن برهه است، نزدیک شویم و به همین دلیل هم به منابع مختلف از جمله نامههای سیمین (دانشور) و جلال (آلاحمد) رجوع کردیم. سعی کردیم در فضا و موقعیت از این منابع استفاده کنیم. او افزود: در فیلم به دلیل حجم قصه و سختی پیوند خطوط قصه به هم، ایجاز کار را سخت کرده بود و این با شیوه دیالوگگویی که از آن استفاده میکردیم در تناقض بود. نمیخواستیم زیرمتن متفاوت از متن باشد و این نکتهای است که در زبان به آن توجه کردیم.
در بخش دیگر آیین اهدای نشان «پارسیجان» بهروز افخمی، سینماگر و عضو هیات داوران این رویداد و علی حسینی، نویسنده فیلم «رها» روی سن حاضر شدند. بهروز افخمی در سخنانی گفت: امسال به واسطه برنامه «هفت»، فیلمهای جشنواره فیلم فجر را دیدیم و فکر میکنم «رها» در بین فیلمها، بهترین فیلمنامه را داشت اما فیلم «بچه مردم» به دلیل اینکه با سنت زبانی ما ارتباط دارد، برای اهدای نشان پاسداشت ادبیات فارسی، به نظر مناسبتر است. این کارگردان اظهار کرد: فیلم «رها»، فیلمنامه قویتری دارد و داستان فیلم غیرقابل پیشبینی و در عین حال طبیعی است که مخاطب را دنبال خود میکشاند. افخمی بیان کرد: داستان، یک موجود زنده محسوب میشود و کم پیش میآید با فیلمنامه و داستانی مواجه شویم که به نظر برسد کسی آن را ننوشته، از سادهترین راه و از نطفه اولیه رشد کرده و به اثری بهیادماندنی تبدیل شده است. علی حسینی در اولین کار خود چنین فیلمنامهای نوشته و امیدوارم در ادامه متوجه شویم که با یک استعداد درخشان مواجه هستیم و این موفقیت اتفاقی نبوده است. این فیلمنامهنویس بیان کرد: جایگاه ادبیات از سینما بالاتر و ماندگارتر است. ادبیات در بیشتر اوقات هنر است ولی سینما بیشتر اوقات هنر نیست. افخمی در بخش دیگر سخنان خود به علی حسینی توصیه کرد که از این پس اول رمان سوژههایش را بنویسد و بعد آن را به فیلمنامه تبدیل کند. این کارگردان با ذکر مثالی از سینما در عرصه بینالملل، به اهمیت فیلمنامهنویسی و فیلمنامهنویس خوب تاکید کرد. او در پایان گفت: در مورد جوایز و جشنوارهها، نباید به آن اهمیت داد اما به نظر من بزرگترین اشتباه برجسته هیات داوران جشنواره فیلم فجر امسال، نامزد اعلام نکردن فیلمنامه «رها» بوده است، به ویژه اینکه تلخ و شیرین بودن فیلمنامه دلیل ارزشگذاری آن نیست.
در بخش پایانی آیین اهدای نشان و جایزه «پارسیجان» با تجلیل از علیرضا خدامرادی، خوشنویس و گرافیست، فیلم سینمایی «بچه مردم» به کارگردانی محمود کریمی به عنوان فیلم برگزیده این رویداد معرفی شد و نشان «پارسیجان» را دریافت کرد. فیلم سینمایی «رها» نوشته علی حسینی و حسام فرهمند که اولین ساخته حسام فرهمند نیز محسوب میشود، شایسته تجلیل شناخته شد. در پایان هم سه فیلم سینمایی «پیشمرگ» به نویسندگی صابر اللهدادیان و علی غفاری، «چشمبادومی» به نویسندگی و کارگردانی ابراهیم امینی و «زیبا صدایم کن» به نویسندگی آرش صادقبیگی، میلاد صدرعاملی و محمدرضا صدرعاملی گواهی و جایزه این رویداد را دریافت کردند.
سعید رشتیان، عضو هیات انتخاب و داوری مستند چهل و سومین جشنواره فیلم فجر درباره اهمیت حضور مستند در جشنواره و انتخاب و داوری آثار توضیح داد. او درباره حضور این بخش در جشنواره فیلم فجر گفت: حضور داشتن یا نداشتن مستند داستان کهنهای است که هر سال دوباره مطرح میشود. عدهای به برخی جشنوارههای بینالمللی که بخش مستند در آنها وجود ندارد استناد کرده و میگویند در جشنواره ما هم نباید اینگونه سینمایی وجود داشته باشد و در طرف دیگر هم برخی به جشنوارههای دیگری استناد کرده و میگویند اتفاقا باید تمام گونهها ازجمله مستند در چنین جشنوارهای حضور داشته باشد. او ادامه داد: فارغ از این مجادلههای موقعیتی، باید ببینیم چطور میتوانیم در کشور خودمان این بحث را حل و فصل کنیم. من طرفدار و جزو آن گروهی هستم که میگویند سینما، سینما است و شاخههای مختلفی دارد. اگر برای جشنواره خود عنوان جشنواره ملی فیلم فجر را انتخاب میکنیم باید شامل بخشهای مختلف سینما اعم از داستانی، مستند، فیلم کوتاه و انیمیشن باشد. از طرف دیگر، برخی میگویند مستند و فیلم کوتاه جشنوارههای تخصصی خود را دارند و دیگر لازم نیست در جشنواره ملی فجر حضور داشته باشند. من پشت این استدلالها نوعی از تمامیتخواهی برای سینمای داستانی بلند را میبینم که فکر میکنم جشنواره فجر باید از آن فاصله بگیرد. تاکید میکنم که اگر جشنواره ملی داریم، باید بخشی از آن مربوط به سینمای مستند باشد و اگر چنین چیزی نباشد من آن را یک نقص میدانم. عضو هیات انتخاب و داوری آثار مستند جشنواره چهل و سوم فجر درباره نمایش این آثار در جشنواره توضیح داد: در این دوره آقای منوچهر شاهسواری، دبیر جشنواره با سابقه و اعتباری که دارند، بسیار تلاش کردند تا نمایش و داوری این بخش نیز به وضعیت مطلوبتری نزدیک شود. قطعا یادتان است که در دوره گذشته جایزه مستند در همان افتتاحیه و خیلی دمدستی اهدا شد ولی در این دوره، با تلاشهای آقای شاهسواری و آقای حسینی، این جایزه هم در اختتامیه و کنار سایر جوایز داده شد. او افزود: اگر قرار است اتفاقی بیفتد، باید به تدریج به آن دست پیدا کنیم و این زمانی به دست میآید که مدیریت جشنواره به ثبات برسد. ما طرف گفتوگوی مستقری پیدا کنیم تا بتوانیم با او به نتایج مورد انتظار برسیم. در این سالها به جای گفتوگو، بیشتر کشاکش داشتهایم که امیدوارم با رسیدن به ثبات در بحث دبیری و مدیریت، این مسائل نیز با گفتوگو به سمت بهتر شدن برود. او ادامه داد: به صورت کلی، توجه اصلی جشنواره فیلم فجر به آثاری است که رویکرد اکران عمومی دارند. در حال حاضر، چنین رویکردی در روند تولید آثار مستند غالب نیست و اکثر فیلمها با رویکرد تولید برای مخاطب خاص ساخته میشوند. اگر از زمان ایدهپردازی و در پروسه تولید، فیلممان را با رویکرد پخش برای مخاطب و اکران عمومی پیش ببریم، چنین آثاری بیشتر قابلیت ارائه برای جشنوارهای چون فجر را خواهند داشت. تاثیری که جشنواره فیلم فجر میتواند بر تولید آثار مستند داشته باشد این است که علاوه بر سنتهای تولیدی موجود، زمینههای شکلگیری روشهای جدید تولیدی را فراهم کند. رشتیان در پایان گفت: قطعا بخشهای مختلف مانند فیلمبرداری، صدابرداری و... سینمای مستند هم شایسته توجه و قدردانی است زیرا در بالاترین سطح موجود پیش میروند و باید این بخشها نیز در جوایز سینمای مستند مورد توجه قرار بگیرند.
معاون امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به مناسبت آغاز چهلمین جشنواره بینالمللی موسیقی فجر پیامی منتشر کرد. در پیام نادره رضایی آمده است: «موسیقی کشف است؛ کشف آهنگین هستی. موسیقی ستایش است؛ ستایش خالق در صورت نغمهها. موسیقی امروز ما که برآمده از تاریخ است و بزرگان فلسفه و ادبیات ما آن را ستودهاند و از آن بارها سخن گفتهاند، میراث و گنجینهای گرانمایه از نغمات و ترانهها و اصوات دلنشینی است که در همه اقوام این سرزمین جاری بوده است، در کار روزانه و در شادی و سوگ، در همه لحظههای زندگی مردم ایران. جشنواره موسیقی فجر که اکنون به چهلسالگی رسیده است، در جایگاهی ایستاده که میتوانیم از آن بهعنوان مهمترین و پختهترین رویداد موسیقایی ایران یاد کنیم.
جشنوارهای که با بخشهای مختلف خود میتواند رنگآمیزی جذابی از نغمات را برای مردم نمایش دهد و در گونههای اصیل و پاپ و... با همراهی هنرمندان، شنیدنیترین آواها و شگفتآورترین نواها را به گوش برساند.
معاون امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی افزود: جشنواره موسیقی فجر میتواند جریان موسیقی کشور را تداوم بخشد و با برنامهریزی مدون در معاونت امور هنری تلاش میکنیم موسیقی ایران را همواره در اوج نگه داریم و فضا را برای برگزاری کنسرتهای پرمخاطب در سراسر کشور مهیا کنیم. جشنواره موسیقی فجر طلیعه و نوید این است که موسیقی بخش مهمی از هنر در سرزمین پهناور ایران است و همه اقوام ایرانی صاحب موسیقی در شکلگیری جریان موسیقایی کشور سهیمند و با حمایت تمام از گروههای موسیقی، میخواهیم که صدای موسیقی در همه شهرهای کشورمان جاری باشد. امیدوارم که چهلمین جشنواره موسیقی فجر، خوشترین صداها و نغمات را برای مردم گرامی و عزیز به یادگار بگذارد. دست هنرمندان را به گرمی میفشارم و برای همه آنها روزهای پرباری در جشنواره آرزومندم و از همه همکاران گرامی در ستاد برگزاری جشنواره سپاسگزارم.»